شبنامهء بلند بهارم مرا بخوان
اردیبهشت هست شعارم مرا بخوان
پاییز را ز باغ رهایی عقب بزن
پروردگار باغ انارم مرا بخوان
شهنامهء شکست غرور پرنده ام
آخر قفس کشیده دمارم مرا بخوان
من بازتاب رنج جهانم مرا بکش
دردی شبیه درد خمارم مرا بخوان
لبخند خاک در گذر مرگ آرزو
بر گور خویش سنگ مزارم مرا بخوان
آیینهء فتاده به یک سنگلاخ زشت
جامی به دست شیخ غدارم مرا بخوان
گیتار تار کندهء آوازخوان پیر
دمبوره پای منبر عارم مرا بخوان
گلدسته را که بانی جهل است کم بخوان
عرفان هفت شهر عطارم مرا بخوان
اردیبهشت هست شعارم مرا بخوان
پاییز را ز باغ رهایی عقب بزن
پروردگار باغ انارم مرا بخوان
شهنامهء شکست غرور پرنده ام
آخر قفس کشیده دمارم مرا بخوان
من بازتاب رنج جهانم مرا بکش
دردی شبیه درد خمارم مرا بخوان
لبخند خاک در گذر مرگ آرزو
بر گور خویش سنگ مزارم مرا بخوان
آیینهء فتاده به یک سنگلاخ زشت
جامی به دست شیخ غدارم مرا بخوان
گیتار تار کندهء آوازخوان پیر
دمبوره پای منبر عارم مرا بخوان
گلدسته را که بانی جهل است کم بخوان
عرفان هفت شهر عطارم مرا بخوان
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان ۱۳۹۷ ساعت 7:47 توسط عیسا بهشام
|
کاپی برداری از شعر ها و یادداشت های این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.